چند نکته طلایی برای ازدواج مجدد که نمی دانستید

به گزارش مجله سرگرمی، یک مشاور خانواده گفت: به هیچ وجه جلوی بچه از مادر یا پدر سابقش بد نگفته و سرکوفت نزنید چرا که آن ها به هرحال پدر و مادر او هستند و حرف های شما باعث ایجاد کینه و ناراحتی در بچه می گردد.

چند نکته طلایی برای ازدواج مجدد که نمی دانستید

به گزارش ، یکی از معضلاتی که ممکن است برای آغاز یک زندگی بعد از طلاق برای زن و مرد وجود داشته باشد، وجود فرزند است. اینکه خانم یا آقا با داشتن فرزند چگونه می توانند در یک زندگی وارد شوند و هرکدام از آن ها با فرزندان طرف مقابل چگونه برخورد کند تا آرامش در زندگی برقرار باشد. نکاتی هستند که در این فرصت باگفتگوی با کارشناسان به آن می پردازیم.

پذیرفتن هر موضوع و شرایطی احتیاجمند مقدماتی است که عدم توجه به آن ها کار را سخت خواهد نمود. مهناز خانمی 35 ساله دلیل ازدواج نکردن خود را در ابتدا آماده نبودن فرزندانش معرفی نموده و می گوید: با وجود خواستگار هایی که داشتم، اما احساس می کردم بچه هایم هنوز برای پذیرفتن مردی که در صندلی پدرشان قرار بگیرد آمادگی ندارند.

8 سال بدون همسر زندگی کردم و بچه هایم را بزرگ کردم. زندگی خیلی مراحل سختی دارد که اداره آن توسط یک زن تنها خیلی سخت است. بچه ها سختی های من را می دیدند تا جایی که کم کم خود آن ها به من گفتند که ما راضی به سختی تو نیستیم و باید ازدواج کنی. پسر کوچکم 4 ساله بودکه پدرش را از دست داد، احتیاج به کسی داشت که برایش پدری کند. کم کم با صحبت کردن با آن ها متوجه آماده شدن شرایط شدم تا جایی که با انتخاب مورد مناسب و صحبت کردن و پذیرفتن شرایط زندگی من توسط ایشان، تن به ازدواج مجدد دادم.

دکتر خراسانی، مشاور خانواده در گفتگوی خود با نوع رفتار در ازدواج مجدد را این گونه بیان می نماید: صحبت ما بر سر افرادی است که با وجود فرزند، می خواهند ازدواج مجدد داشته باشند. این افراد با وجود اینکه بچه پیش آن ها است، باید توجه نمایند که علی رغم توجه به احتیاج ها و حمایت کردن از بچه ها، نباید آن ها را محور در زندگی و تصمیمات شخصی قرار دهند.

گاهی دیده می گردد زوجین در ازدواج مجدد، برای جلب توجه بچه، روابط عاشقانه خود را کم می نمایند. مثلا بیرون که می روند، بچه جلو می نشیند و خانم عقب می رود که مثلاً بچه را جذب نمایند؛ این غلط است. شاید این نوع عملکرد اولش جواب دهد، اما کم کم این احساس پیدا می گردد این بچه مزاحم روابط عاشقانه بوده و تنفر و کینه طرف مقابل از این عامل جدایی که بچه است شعله ور می گردد.

در این نوع برخورد بچه نه تنها جذب نشده، روز به روز توقعاتش بیشتر می گردد به این صورت که توقع دارد لحظه به لحظه با او باشند و اجازه با هم بودن زوجین را نمی دهد که این باعث بروز مسائل و طلاق مجدد می گردد؛ بنابراین زوجین باید نسبت به هم روابط عاشقانه عادی را حفظ نموده و حق یکدیگر را رعایت نمایند تا از انرژی و گرمای رابطه شان، بتوانند مسائل را تحمل و بحران ها را مدیریت نمایند.

گاهی در برخی زوجین کودک را به گفتن بابا یا مامان مجبور می نمایند. در حالی که کودک اگر خودش نخواهد طرف مقابل را مادر یا پدر خطاب کند، این اجبار اثر سوء خواهد داشت. در این مورد تصمیم را به عهده خود کودک بگذارید و به او زمان دهید

در مواردی هم پیش می آید که با وجود اینکه طرف مقابل از زندگی قبلی خود فرزند دارد، اما با او زندگی نمی نماید. در این موارد چه باید کرد؟

خراسانی پاسخ می دهد: زن یا مرد نباید باعث قطع رابطه طرف مقابل با فرزندش بشوند. زن و مردی که از هم جدا شده اند با فرزندی که پیش آن ها هم زندگی نمی نماید، باید رابطه عاطفی سالم داشته باشند که اگر این گونه نباشد کمبود هرکدام از آن ها در زندگی او مسائل اخلاقی، شخصیتی و روانی ایجاد می نماید به طوری که کم کم این مشکل باعث می گردد بچه که بزرگتر می گردد در جهت انتقام گیری و اخلال در زندگی آ ن ها برآید.

به هیچ وجه جلوی بچه از مادر یا پدر سابقش بد نگفته و سرکوفت نزنید چرا که آن ها به هرحال پدر و مادر او هستند و حرف های شما باعث ایجاد کینه و ناراحتی در بچه می گردد. هیچ کس نمی تواند جای پدر یا مادر واقعی را برای افراد به شکل کامل بگیرد و این طبیعی هم است، چون هیچ ارتباط خونی و رحمی وجود ندارد.

ناصری رئیس گروه سلامت روانی اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی اشتباه برخی افراد را در ازدواج دوم، مجبور کردن بچه ها به ویژه در سنین کم به گفتن مامان یا بابا به شخص تازه وارد در خانواده می داند: گاهی در برخی زوجین کودک را به گفتن بابا یا مامان مجبور می نمایند. در حالی که کودک اگر خودش نخواهد طرف مقابل را مادر یا پدر خطاب کند، این اجبار اثر سوء خواهد داشت. در این مورد تصمیم را به عهده خود کودک بگذارید و به او زمان دهید. هرکدام از طرفین می توانند با نوع رفتار خود فرصت نزدیک شدن به فرزند طرف مقابل را برای خود ایجاد نمایند.

طاهره همیز استاد حوزه و دانشگاه و کارشناس خانواده بر مسأله صندلی نامادری و ناپدری می گوید: خیلی توجه داشته باشیم که دختر ها مادر جدید و پسر ها ناپدری را به سختی می پذیرند. زوجین باید خیلی با مدیریت و و عالمانه در چنین زندگی هایی ورود پیدا نمایند تا به کسی آسیب جدی وارد نگردد.

خانم سهرابی، خود را مادر 9 فرزند می داند که 4 فرزند از ازدواج قبل خود و 5 فرزند از همسر فعلی ایشان است. او می گوید با وجود اینکه با همسرم تفاهم کامل را داشته و مسئله ای نداشته و ندارم، اما ناسازگاری و تفاوت سلیقه های بچه ها باهم بزرگترین مشکل زندگی ما شده است.

خانم دیگری که خود صاحب نوه و عروس و داماد است، در خاطره ای از ورود نامادری به خانه می گوید: ما 6 بچه کوچک بودیم که مادرمان فوت کرد. پس از مدتی خانمی در یکی از واحد های ساختمان ما وارد شد و به جهت اینکه ما مادر نداشتیم، خیلی به ما لطف و محبت و خدمات انسانی می داد. به قدری این محبت زیاد بود که ما به او علاقه پیدا کردیم و به پدرمان پیشنهاد دادیم که با ایشان ازدواج کند.

بعد ها که بزرگ شدیم فهمیدیم این خانم به عقد پدر ما بوده و این خانم با درایت تمام توانست آرام آرام جای خود را بین ما 6 بچه باز کند به طوری که ما را مجذوب و طالب خود کرد. الان که سال هاست پدرمان فوت نموده، اما هنوز این خانم با رفتار خود در دل ما جا دارد و ما به او مادر می گوییم.

خانواده هسته ای، متشکل از پدر و مادر و فرزندان است، اما در خانواده گسترده به این جمع پدربزرگ، مادربزرگ، دایی، عمه، خاله و عموی طرفین نیز اضافه می گردد. خانواده گسترده نقش حمایتی از خانواده هسته ای را برعهده دارد.

طاهره همیز در ادامه با اشاره به لزوم مدیریت و برنامه ریزی صحیح در آغاز زندگی جدید، به نوع انتخابی که مراجعینش در برابر این معضل داشته اند، ادامه می دهد: اگر بچه ها در سن مناسب برای جداسازی از زندگی داشته و شرایط تحقق چنین اتفاقی وجود دارد، این کار را انجام دهید.

آقایی بود که همسر اولشان فوت شده و دو پسر داشتند که در ازدواج مجدد با یک خانم شایسته، یکی از پسر ها با خانم جدید سرناسازگاری پیدا کرد و منجر به کدورتی شد. پدر تصمیم گرفت برای پسر ها که البته بالای 20 سال بودند خانه ای در نزدیکی محل زندگی خود بگیرد و با وجود توجه و حمایت ها عاطفی، اقتصادی و خدمات رسانی به آن ها، در ظاهر فضای زندگی آن ها را از زندگی خود و همسر جدیدش جدا کند. این استقلال و جداسازی که با مدیریت و توجه کامل همراه بود، خیلی از مسائل و ناسازگاری ها را حل کرد و در طولانی مدت پسر ها توانستند صندلی این خانم را در زندگی بپذیرند.

در بحث روانشناسی موضوعی به نام خانواده گسترده وجود دارد که کمتر به آن پرداخته شده است. همیز در رابطه با تفاوت این دو خانواده ادامه می دهد: خانواده گسترده در کنار خانواده هسته ای وجود دارد. خانواده هسته ای، متشکل از پدر و مادر و فرزندان است، اما در خانواده گسترده به این جمع پدربزرگ، مادربزرگ، دایی، عمه، خاله و عموی طرفین نیز اضافه می گردد.

خانواده گسترده نقش حمایتی از خانواده هسته ای را برعهده دارد. در فضای خانواده گسترده، همه برای برطرف مسائل، یکدیگر را یاری می نمایند؛ از ایجاد قرض الحسنه خانگی برای برطرف احتیاج و مسائل اقتصادی خانواده ها تا حمایت از فرزندانی که در خانواده طلاق زندگی می نمایند. در مواردی که زن یا مردی با وجود داشتن فرزند، پس از جدایی یا فوت همسر خود قصد ازدواج مجدد دارند، اما بچه ها نمی توانند در صندلی پدر یا مادر خود فرد جدید را بپذیریند، این جاست که نقش خانواده گسترده مشهود شده و به یاری می آیند. اعضای این خانواده با حمایت های خود از بچه ها، مدتی آن ها را از فضای زندگی جدید دور نگه داشته تا بچه ها و زوجین آمادگی زندگی در کنار یکدیگر را بدست آورند.

منبع : تبیان

banima.ir: مجله گردشگری و مسافرتی بانیما

کنفرانس هکا: مجله خبری و تحلیلی صنایع کشاورزی و تولیدی

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
انتشار: 10 مهر 1400 بروزرسانی: 10 مهر 1400 گردآورنده: kurdeblog.ir شناسه مطلب: 33572

به "چند نکته طلایی برای ازدواج مجدد که نمی دانستید" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "چند نکته طلایی برای ازدواج مجدد که نمی دانستید"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید