درباره فیلم مردی که پوستش را فروخت؛ تاکسیدرمی رنج

به گزارش مجله سرگرمی، شاهین محمدی زرغان؛ مردی که پوستش را فروخت ساخته فیلمساز تونسی کوثر بن هنیه نامزد بهترین فیلم خارجی اسکار، در جشنواره ونیز سال 2020 برای اولین بار به نمایش در آمد. فیلم نمونه خوبی برای شرح آن است که چگونه خود اثر ضد خودش عمل می نماید، دنیا خودش را می بلعد و دقیقا همانی می گردد که ادعای نقدش را دارد.

درباره فیلم مردی که پوستش را فروخت؛ تاکسیدرمی رنج

اعتماد در ادامه نوشت: مردی که پوستش را فروخت داستان مرد سوری به نام سام علی را روایت می نماید که برای رسیدن به اروپا حاضر می شود تا به یک اثر هنری متحرک تبدیل شود. او در یک معامله فاوستی با هنرمند بلژیکی پشت خود را به او می فروشد تا با تبدیل شدن به کالای هنری - خالکوبی ویزای شینگن روی کمر سام - به اروپا برسد.

بن هنیه با دریافت ایده اثر هنری تیم از هنرمند بلژیکی به نام ویم دلووی، سعی می نماید آن را به بستری برای نمایش رنج و فجایع انسانی این روز ها تبدیل کند، اما در این راه نه تنها از نقد هنر معاصر عاجز است، بلکه حتی نمی تواند به مسائلی، چون جنگ، مهاجران و حتی نگاه به انسان به عنوان کالا نزدیک شود.

همان طور که در تیتراژ پایانی آمده است ایده اصلی فیلم از اثر تیم گرفته شده است که در آن مردی به نام تیم استاینر در سال 2006 پشت خود را در اختیار ویم دلووی قرار می دهد. دلووی پشت استاینر را با موضوع تصویر مریم مقدس خالکوبی کرد و در سال 2008 به قیمت صد و پنجاه هزار یورو به مجموعه داری آلمانی فروخت. پوست استاینر پس از مرگ قاب گرفته می شود و احتمالا قرار است روی دیوار آویزان شود.

تیم استاینر به قابی تبدیل شده که ارزشش به خالکوبی پشتش محدود است. بن هنیه با تاثیر از این رویداد در هنر معاصر یک بیانیه شعاری که به زحمت به فجایع سوریه برمی شود را تحویل ما داده است. او شیفته ایده خودش شده است و در این راه با وراجی تیتروار از سوریه و پناهجویان سعی نموده است آن را به مسائل سیاسی، اجتماعی و اخلاقی معاصر گره بزند، اما نتیجه یک اثر تزیینی پرتکرار و پرگو از کار درآمده است.

اثری که به سوریه و فجایعی که مردمانش از آن رنج می برند ربط ندارد و فقط دستاویزی برای دیده شدن هستند. به تعبیری بن هنیه سوریه را در پس زمینه فیلمش خالکوبی نموده است. منتقدان بسیاری مردی که پوستش را فروخت را با فیلم مربع روبن اوستلوند مقایسه نموده اند. این دو علاوه بر موقعیت های آشنا، در افتادن در دام خود اثر نیز مشترک هستند، اما بن هنیه به پیش بینی شده ترین صورت ممکن فیلم را پیش می برد و لحظه ها را هدر می دهد و از هرگونه پیچیدگی مربع تهی است.

مراسم مهمانی مربع به مراسم حراج در این فیلم تبدیل می شود که سام هندزفری خود را مانند ضامن بمب در دست می گیرد تا افراد حاضر از ترس حمله انتحاری پا به فرار بگذارند. موقعیتی که حتی کوشش نمی نماید برای مخاطب ژست پیچیدگی بگیرد و او را مجاب کند تا دست به تفاسیر اخلاقی سیاسی بزند.

پیش از هرگونه تولد تفسیر، فیلم خودش سینه اش را صاف می نماید و بلندبلند بیانیه اش را می خواند. فیلم بیشتر تمایل دارد تا با سرعت شگفت انگیز ایده های خیره کننده، میزانسن و رویکرد سبکی خود را حفظ کند تا اینکه پیچیدگی های فوق العاده آن را آنالیز کند. مفاهیم پشت سرهم و با سرعت زیادی ردیف می شوند تا فیلم چیزی را از دست ندهد و در این میان تک لحظه هایی که می توانستند فیلم را نجات دهند نادیده گرفته شده اند. جنگ، مهاجران، سوریه، نگاه دیگری و شاید مهم تر از همه عشق عبیر و سام در خود روایت و ایده های فرمی از فرط تکرار و استفاده نابجا همگی نابود می شوند.

فیلمساز به جای اینکه پوست را بشکافد تا به قلب برسد، از فرط ذوق زدگی به همان پوست تزیینی اکتفا می نماید و باقی اعضا را دور می ریزد تا با اشاره هرچند کوتاه فجایع معاصر جهانش را تاکسیدرمی نماید. فیلم چیزی نیست جز همان پوست پرورش یافته نازک خالکوبی شده با امضای بن هنیه!

banima.ir: قدرت گرفته از سیستم مدیریت محتوای بانیما

منبع: فرارو
انتشار: 12 دی 1400 بروزرسانی: 12 دی 1400 گردآورنده: kurdeblog.ir شناسه مطلب: 148261

به "درباره فیلم مردی که پوستش را فروخت؛ تاکسیدرمی رنج" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "درباره فیلم مردی که پوستش را فروخت؛ تاکسیدرمی رنج"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید