دومین بوستان جنوب پایتخت هم پشت حصار رفت
به گزارش مجله سرگرمی، خبرنگاران : بوستان زندگی از همان ابتدا دور تا دورش را حصار کشیده بودند، مانند قدیم که تمام پارک های تهران دورش حصار داشت. حالا پارک شوش هم مدتی است محصور شده است .
از وبسایت ویکی پدیا دیدن نمایید.
به گزارش خبرنگاران به نقل از شرق، بوستان زندگی از همان ابتدا دور تا دورش را حصار کشیده بودند، مانند قدیم که تمام پارک های تهران دورش حصار داشت. حالا پارک شوش هم مدتی است محصور شده؛ پارکی که پاتوق معتادان و کارتن خواب ها بوده و حالا آنها از ترس این حصارها کمتر به این بوستان می آیند.
سپیده علیزاده، مدیرعامل مؤسسه نور سپید راهنمایی، در ویدئویی که در صفحه اینستاگرامش منتشر نموده، گفته است: بالاخره با کوشش شبانه روزی چند دستگاه، پارک شوش محصور شد. میله هایی که اطراف پارک کشیده شده، سبب شده تردد کارتن خواب ها و معتادان در پارک کمتر گردد اما این به معنای آن نیست که محله شوش و هرندی امن شده است. به گفته او زنان نمی آیند زیرا می ترسند که کسی آنها را اجبارا برای ترک یا کمپ ماده 16 بفرستد؛ روشی که میان خود مددجویان و کارتن خواب ها به روش ترک اجباری شهره است و بیش از اینکه مورد استقبال باشد، ترسناک است. به نظر می آید میان دو بخش معاونت اجتماعی شهرداری و شهرداری منطقه درباره حصارکشی ها هماهنگی لازم وجود نداشته است.
مدتی پیش محمدرضا جوادی یگانه، معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، در آخرین نشست خبری شهردار که با موضوع گزارش دهی به مردم برگزار گردید، به حصارکشی بوستان شوش اشاره نموده و می گوید: شهرداری از زمانی که این مسئله را شنیده، پیگیر باز شدن حصار پارک شوش است و بخشی از ماجرا دست شهرداری نیست. به گفته او بعضی دستگاه ها اصرار دارند که تمام گرمخانه های تهران تعطیل گردد، شهرداری هربار مقاومت نموده است اما مردم جزء ناراضیان این ماجرا هستند؛ اما بسیاری از تصمیمات در جلسات بدون حضور شهرداری گرفته می گردد. سیدمالک حسینی، رئیس سازمان رفاه و امور خدماتی شهرداری تهران هم با اشاره به موضوع حصارکشی پارک شوش می گوید: پیگیر رفع مشکل هستیم. در این پارک یک مرکز ساماندهی افراد آسیب دیده برای زنان و دو گرمخانه بود که با محصورشدن بوستان این افراد از لحاظ روانی احساس امنیت برای حضور در این محله ندارند اما بی رغبتی این افراد آسیب دیده برای حضور در پارک شوش آسیب های محله را کمتر نمی کند، زیرا این افراد که محو نمی شوند بلکه به بافت مسکونی و کوچه های اطراف کوچ می نمایند و این آسیب ها در محل منتشر می گردد.
او درباره تصویر منتشرشده از فرد بی خانمانی که در این بوستان فوت شده است هم شرح می دهد: خوشبختانه در دو سال گذشته افراد بی سرپناه در روزهای سرد سال به دلیل بی پناهی و بی خانمانی جان خود را از دست نداده اند و دسترسی به گرمخانه ها فراهم بوده است. متأسفانه فردی که دچار این ضایعه شده بنا به آنچه گزارش اورژانس نشان می دهد، به خاطر کهولت سن و عارضه قلبی فوت شده است. طبیعتا تجمع آسیب دیدگان در این محل دسترسی ما و مددکاران غیردولتی را آسان تر می کرد زیرا مواجهه با این افراد بیشتر بود که کوشش می کنیم این چالش رفع گردد.
او ادامه می دهد: محصورشدن پارک شوش بدون هماهنگی معاونت اجتماعی و استعلام دریافت از ما بوده، ما در این سال ها تعامل خوبی با نیروی انتظامی داشتیم و دو گرمخانه ای که در محل داریم، در روزهای سرد زمستان بیش از 250 نفر را پذیرش می کرد، هرچند به گفته مسئولان پلیس مواد مخدر بیش از پنج هزار معتاد بی خانمان در این منطقه حضور دارند که کوشش کردیم با هر شکل ممکن همکاری لازم را دراین باره داشته باشیم؛ البته بعضی از استفاده نمایندگان گرمخانه های ما در این محل تنها معتادان نیستند. زنان بی سرپناه، افرادی که کهولت سن دارند و... نیز از این خدمات استفاده نموده اند اما نمی دانیم محصورشدن پارک شوش توافق چه نهادی با شهرداری منطقه بوده است. میان ما و سازمان های مردم نهاد درباره ساماندهی افراد بی سرپناه همکاری و تعامل خوبی برقرار است و با اطلاع رسانی این افراد، افراد بی سرپناه به گرمخانه ها منتقل می شدند. همه مدیران شهری با محصورشدن پارک شوش مخالف نیستند. به اعتقاد بعضی از آنها محصورشدن پارک به معنی بسته شدن پارک نیست بلکه کوشش شده پارک برای شهروندان این محل امن و برای توزیع نمایندگان مواد مخدر، قاچاقچیان انسان و... ناامن گردد. درحال حاضر تنها توزیع نمایندگان مواد مخدر به دلیل محصورشدن احساس ناامنی می نمایند، حتی کارتن خواب ها نیز در پارک حضور دارند و با رفتن این افراد از پارک زمینه حضور دوباره خانواده ها در پارک فراهم شده است. فعالان اجتماعی و مددکاران این منطقه معتقدند حضور خانواده ها در پارک شبیه رؤیاست، پارک شوش جای خانواده های عاقل و سالم نیست و حصارکشی این پارک کاری غیرکارشناسی است؛ زیرا قبلا 300 تا 400 کارتن خواب در این پارک در رفت و آمد بودند و خدمات کاهش آسیب ها و اعتیاد نیز در این محل به آنها داده می شد، درحال حاضر این ترددها محدود شده و خدمات مددجویانه در جهت کاهش آسیب کم شده و بگیر وببندها افزایش یافته و تعدادی از معتادان به درمان اجباری رفته اند؛ بنابراین اعتماد برای حضور در پارک کاهش پیدا نموده است و مددجویان پخش و پلا شده اند.
به گفته آنها اینکه گفته می گردد مددجویان بر اثر عدم دریافت خدمات فوت ننموده اند، طبیعی است. در این سال ها هر کارتن خوابی که فوت نموده، دلیلی آورده اند؛ پیر بوده که مرده، سکته قلبی نموده و...؛ اما واقعیت این است که اگر این مددجویان خدمات مناسب می دریافتد، نمی مردند. حصارهای شوش یک شبه به وجود نیامده که می گویند در حال رفع کردن مشکل هستیم، از اسفندماه این حصارها دور بوستان کشید شده بود و هفته گذشته برای آن در هم گذاشتند.
حسن خلیل آبادی، عضو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران، معتقد است با حصارکشی و برخوردهای فیزیکی نمی توان معضلات اجتماعی را رفع کرد یا کاهش داد. برای حل ریشه ای آسیب های اجتماعی به برنامه ریزی، آموزش و همراهی تشکل های مردم نهاد احتیاج است. اگر ما یک محیط زندگی سالم می خواهیم، باید اشتغال و اقتصاد سالم داشته باشیم. ریشه بسیاری از آسیب های اجتماعی در اقتصاد ناسالم است. اینکه ما پارکی را محصور کنیم تا خانواده ها در آن احساس امنیت نمایند، کار ریشه ای نیست. شاید موقتا نشانه های رفع آسیب ها را ببینیم اما مگر آسیب ها محو می شوند؟ او ادامه می دهد: بسیاری از اهالی بومی محله شوش دیگر در آن محل زندگی نمی نمایند و حقیقت این است که محله شوش از سکنه واقعی و قدیمی خود خالی شده. اگر ما می خواهیم زندگی را به محله شوش بازگردانیم، باید سکنه ای که به آن تعلق خاطر داشتند، به آن بازگردند تا محله دوباره زنده گردد و زندگی در آن جاری گردد. این محله به رونق مالی و توسعه فعالیت های مددکاری احتیاج دارد و برای حل معضل باید برنامه ریزی های ریشه ای و بلند مدت بگردد.
محمدجواد حق شناس، رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران، با اشاره به اینکه حصارکشی پارک ها در اختیار شهرداری است و شورا در آن هیچ نقشی ندارد، می گوید: اینکه بوستان ها محصور باشند یا نه سیاست مشخصی ندارد، پیش از این پارک ها محصور بودند اما با تغییر نگرش در مدیریت شهری و اینکه فضای بوستان ها بخشی از فضای شهری است و نباید برایشان محدودیتی قائل بود، این حصارها برداشته شد. بی خانمان ها یا در اصطلاح کارتن خواب ها بخشی از ساکنان این شهر هستند و باید از فضاهای شهری استفاده نمایند و شهرداری ها نیز موظف هستند حداقل احتیاجهای زیستی را در اختیار این افراد قرار دهند. از جمله فضای خواب و یک وعده غذا که در سامان سراها این اتفاق می افتد و کوشش شده به ویژه در زمستان ها این سرپناه ها برای افرادی که به هر دلیلی فاقد سرپناه هستند، فراهم گردد، چه آنها که به دلیل اعتیاد از خانواده ها طرد شده اند یا مهاجران و افراد در معرض آسیب.
بعضی از استفاده نمایندگان از گرمخانه ها معتادانی هستند که مجبورند برای رفع احتیاج صبح ها از گرمخانه ها خارج شوند و شب ها دوباره به این مجموعه ها بازگردند و اگر این حصارکشی موجب گردد، افراد بی سرپناه این دسترسی را از دست بدهند، با سیاست های کلان شورا همخوانی ندارد. هرچند اگر این حصارها فضا را برای افراد بزه کار و سوداگران مرگ ناایمن نموده است و آنها امکان حضور در این فضاها را ندارند، این عمل پذیرفتنی است؛ اما اینکه سازمان خدمات اجتماعی از حصارکشی بی خبر بوده، نشان دهنده ناهماهنگی واحدهای شهرداری است که هرکدام بدون هماهنگی اقدامات خود را انجام می دهند. البته این را هم از قلم نیاندازید، در محلاتی مانند میدان شوش، دروازه غار، هرندی، عودلاجان و... مداخلات سلیقه ای و بدون برنامه ریزی علمی زیادی از سوی نهادهای مختلف صورت گرفته و با وجود آنکه شهرداری منطقه کارهای کالبدی خوبی در این محدوده انجام داده، به دلیل این نوع مداخلات و تصمیم گیری هایی که از سوی نهادهای تصمیم گیر دیگر صورت گرفته، این اقدامات کالبدی چندان به چشم نیامده است.
مدیران شهری با حصارکشی محدوده تئاتر شهر، برای کاهش آسیب های اجتماعی در این فضای شهری مخالف هستند و در برابر تقاضای بعضی از هنرمندان در این رابطه مقاومت می نمایند، به اعتقاد آنها باید چاره دیگری برای کاهش آسیب های اجتماعی در این فضای فرهنگی که ناامن شده است، اندیشیده گردد و با هرگونه حصر فضاهای عمومی شهر مخالفت می نمایند؛ اما به نظر می رسد این نگاه در همه بخش های شهر حاکم نباشد.
منبع: اقتصادنیوز