10 فیلم برتر ژانر اسلشر؛ وحشت با چاشنی خشونت
به گزارش مجله سرگرمی، وب سایت نماوا - هلیا ثامنی: معمولا فیلم های اسلشر در زیرگروهی از فیلم های ترسناک دسته بندی می شوند. این فیلم ها معمولا زنان به خاطر جاذبه جنسی شان مجازات می شوند.
فیلم های اسلشر، از تمام ژانر های فیلم های ترسناک، بیش از همه می توانند مخاطب را به خشونت تشویق نمایند. بهترین فیلم های اسلشر درست مثل بهترین فیلم های ترسناک، داستانی هدف دار و پر از ایده دارند. این فیلم ها شما را مجبور می نمایند از خودتان بپرسید: هنگام تماشای این اتفاق های وحشتناک تا کجا ادامه داده و کجا از تحمل شما خارج می گردد؟
10. اپرا
عنوان اصلی:
Operaسال ساخت:
1987کارگردان:
داریو آرجنتوتصور کنید مجبور به دیدن وحشتناک ترین چیز هایی که تصور می کنید ببینید؛ و هر چقدر هم که کوشش کنید نتوانید چشم هایتان را ببندید، تصورش سخت است نه؟ این سرنوشت وحشتناکی است که در انتظار بتی (کریستینا مارسلیاچ)، بازیگر جوانی که در اقتباسی از داستان لیدی مکبث در نقش شخصیت اصلی این اثر بازی می نماید، است.
در زمان هایی غیر قابل پیش بینی و دور از ذهن، فردی که چهره اش را با ماسک پوشانده بود، او را به جایی بسته و زیر پلک هایش سوزن می گذارد تا او را مجبور به تماشای کشته شدن یکی از کسانی که دوست دارد، بکند. ترکیب این تصاویر وحشتناک و گناهی که بازمانده این اتفاقات حس می نماید، به نظر وحشتناک می رسد. علاوه بر این مارسلیاچ معصومیت خاصی را وارد نقش بتی می نماید که همدردی مخاطب را برمی انگیزد.
9. جیغ
عنوان اصلی:
Screamسال ساخت:
1996کارگردان:
وس کریوناین کارگردان فیلم های ترسناک با کابوس جدید وس کریون پیروز شد با نوع جدیدی از روایت گویی از کلیشه های معمول ژانر خودش فاصله بگیرد، اما در جیغ بود که توانست این کار را بدون نقص پیاده کند. جیغ از همان تیتراژ ابتدایی فیلم هنر خودش را به مخاطب ارائه نموده و شخصیت بد شنل پوش خود را که به Ghostface معروف شد را به مخاطب معرفی می نماید.
داستان این فیلم در شهر کوچکی روایت می گردد که بچه ها آن تمام فیلم های ترسناک را دیده اند و سرانجام همه آن ها را می دانند-، اما متاسفانه شخصیت بد فیلم هم از این موضوع خبر دارد و از آن برعلیه قربانیانش استفاده می نماید. در زمان هایی که بین اتفاقات روتین و تکراری گیر افتاده اید، درست مثل زمانی که به نظرتان سرانجام داستان این فیلم را می دانید، جیغ این چرخه تکراری را شکسته و شما را شگفت زده می نماید.
8. کندی من
عنوان اصلی:
Candymanسال ساخت:
1992کارگردان:
برنارد رزاین فیلم بر اساس داستان کوتاه سال 1985 کلایو بارکر، ممنوعه، ساخته شده است. مکانی که داستان فیلم در آن اتفاق می افتد، یک مجتمع مسکونی، آن را از سایر فیلم های اسلشر متفاوت می نماید. کارگردان برنارد رز داستان را از لیورپولی که بارکر انتخاب نموده بود به خانه های مسکونی کابرینی گرین در شیکاگو منتقل کرد، جایی که بی توجهی و جرم و جنایت شرایط زندگی اسفناکی را برای ساکنانش رقم زده بود. تصمیمی کاملا هوشمندانه که توجه اصلی داستان از تفاوت طبقاتی را به تبعیض های نژادپرستانه تغییر داد.
تونی تاد در کندی من که داستان آن از فیلم های اسلشر معمولی عمق بیشتری داشته، بازی بی نظیری از خودش ارائه نموده است. صدای او طوری است که بعد از اتمام فیلم هم در یاد مخاطب می ماند. با اینکه این شخصیت منفی به شهرت سایر شخصیت های منفی فیلم های اسلشر نرسید، اما به هر حال اسم و رسمی برای خود به هم زد. این شخصیت در دو دنباله این فیلم Candyman: Farewell to the Flesh (1995) و کندی من: روز مرگ (1999) نیز حضور داشت.
7. در لباسی خیره نماینده
عنوان اصلی:
Dressed to Killسال ساخت:
1980کارگردان:
برایان دی پالمادر حالی که بیشتر شاهکار های استاد تعلیق، برایان دی پالما فیلم هایی مثل اقتباس او از داستان خون آلود استیون کینگ کری را به تصویر کشیده باشند و فیلم مهیج انفجار با حضور جان تراولتا است، اما این کارگردان در اصل با سه فیلم آزار دهنده مهیج روانشناسانه که حال و هوایی شبیه آثار هیچکاک داشتند، به شهرت رسید: Body Double، وسواس و احتمالا معروف ترین فیلم او Dressed to Kill.
این کارگردان بعد از آن نیز به ساخت فیلم هایی از این دست با بودجه کم ادامه داد که نتیجه آن آثاری مثل ماموریت: غیرممکن، چشمان مار، راه کارلیتو، صورت زخمی و تسخیرناپذیران بود. فیلم با حرکات بی نظیر دوربین بسیار ترسناک از آب درآمده و ترکیب آن با آهنگ سازی بی نظیر پینو دوناژیو بی نظیر شده است.
6. لئوپارد من
عنوان اصلی:
The Leopard Manسال ساخت:
1943کارگردان:
ژاک تورنردرست بعد از اینکه در یک شهر کوچک در نیومکزیک، صاحب یک کلوب شبانه (دنیس اوکیف) پلنگی را که برای جذب مخاطب به کلوب خود آورده بود گم می نماید، چندین قتل اتفاق می افتند. قربانیان این قتل ها زخم هایی عمیق بر خود داشتند، که احتمالا باید کار یک پلنگ باشد نه؟ یا اینکه کار قاتلی که با انجام این کار می خواهد قتل ها را کار این پلنگ جلوه دهد؟ تهیه نماینده این فیلم ول لیوتون می دانست چطور با بودجه کم فضایی کاملا ترسناک ایجاد کند. The Leopard Man بودجه ای 150000 دلاری داشت و حدود 66 دقیقه است.
امضای این تهیه نماینده هم صحنه ای است که زنی جوان به تنهایی در شب در حال راه رفتن است؛ و The Leopard Man هم صحنه ای بی نظیر از این تصویر دارد: وقتی که مادر دختری جوان او را از خانه شان بیرون میندازد، او مجبور می گردد در خیابان راه برود، بعد از مدتی حس می نماید کسی او را دنبال می نماید. او به سمت خانه می رود و در حالی که می داند کسی به دنبال اوست محکم بر در خانه می کوبد، اما باز هم مادرش در را باز نمی نماید. ناگهان در زدن متوقف شده و از زیر در خون ریخته شده بر روی زمین دیده می گردد. با اینکه به نظر اصلا پیچیده نمی رسد، اما به شدت تاثیرگذار و ترسناک است.
5. کلبه
عنوان اصلی:
The Lodgerسال ساخت:
1944کارگردان:
جان براهامThe Leopard Man یک سال قبل از The Lodger بر روی پرده رفت و عنوان اولین فیلم اسلشری که قاتل زنجیره ای اش عادت به چاقو زدن داشت را از این فیلم گرفت. اما The Lodger فیلمی است که بیشتر المان های شاخص ژانر اسلشر مثل چاقو های قصابی، یا داستان های خانوادگی پیچیده را در خود دارد. لرد کرگار نقش یک پزشک لندنی را بازی می نماید که اتاقی را در خانه زوجی میان سال اجاره می نماید.
شخصیت کرگار قاتلی است که با استفاده از دانش پزشکی اش قربانیانش که زنان هستند را می کشد و از ترسش از جاذبه جنسی زنان می گوید. او می گوید دلش می خواهد گناه قربانیانش را بیرون بکشد تا تنها چیزی که از آن ها باقی می ماند زیبایی بی جان آن ها باشد.
کارگردان جان براهام در بیشتر صحنه ها نگاه خیره این شخصیت را به تصویر کشیده است، بیشتر فیلم و به خصوص صحنه سرانجامی فیلم صحنه ای است که کرگار به زنان زیبایی که حال او را به هم می زنند، خیره شده است. این فیلم موج جدیدی را در فیلم های اسلشر راه می اندازد که در آن قاتلان، زنان را برای داشتن رابطه جنسی مجازات می نمایند. فیلم بعدی براهام میدان خماری 1945 فراتر از این رفته و داستان آن از دید قاتل و در حالی که چاقویش را در سینه قربانی اش فرو می برد، شروع می گردد.
4. هالووین
عنوان اصلی:
Halloweenسال ساخت:
1978کارگردان:
جان کارپنترجیمی لی کرتیس 19 ساله با هالووین به شهرت رسید. داستان این فیلم توسط کارگردان جیمز کارپنتر و دبرا هیل که از تهیه نمایندگان این فیلم بود نوشته شده است. هدف کارپنتر این بود که مخاطب را نسبت به چیزی که بیرون از قاب تصویر در حال اتفاق افتادن است عصبی کند؛ و معولا این موجود ترسناک مایکل مایرز (نیک کسل) بود که می توانست هر جایی باشد، در سایه قایم شده باشد و یا اینکه درست در کنار شما ایستاده باشد.
بعد از هالووین بسیاری از فیلم سازان از کارگردانی کارپنتر تقلید کردند. آن موقع تکنینک هایی که او در فیلم اش استفاده نموده بود، برای فیلم های ترسناک با بودجه کم مرسوم نبود. کارپنتر به کرتیس گفته بود: می خواهم آنقدر آسیب پذیر به نظر برسی که مخاطب با تو همدردی نموده و بخواهد تو را نجات دهد. کرتیس به زیبایی یک لاری استرود خیال پرداز مهربان را به بازمانده باهوش و که به راحتی از چاقویش استفاده می کرد، تبدیل کرد.
3. کشتار با اره برقی در تگزاس
عنوان اصلی:
The Texas Chain Saw Massacreسال ساخت:
1974کارگردان:
توبی هوپراین فیلم از آن فیلم هایی است که همه شخصیت های آن یک جای فیلم دست به کار اشتباهی زده اند. کارگردان توبی هوپر می داند که تخیل ما خیلی راحت می تواند به کار بیفتند، و با داشتن این فرضیه در ذهنش، فقط نشان می دهد که اره برقی بر روی بدن قربانیانی از همه جا بی خبر افتاده و بعد از آن را به تخیل ما واگذار می نماید.
هوپر کاری می نماید که اتفاقات ترسناک فیلم درست شبیه به واقعیت های یک فیلم مستند به نظر برسند. این فیلم اسلشر هیچ شباهتی به اولین فیلم از یک مجموعه فیلم به نظر نمی سد، بلکه شبیه به تیتری است که ممکن است قبل از ورق زدن، روی یکی از صفحات روزنامه ببینید.
دنباله های کشتار با اره برقی در تگزاس با اینکه کشت و کشتار را بالا بردند، اما در عین حال از میزان ترسناکی فیلم کم کردند. این فیلم به جای اینکه به دنبال روش های معمول برای ترساندن مخاطب باشد، بر روی حال و هوا تاکید داشته و اینگونه سعی در ترساندن مخاطب دارد. یکی از عجیب ترین صحنه های فیلم وقتی است که بچه ها در حال تماشای یک عنکبوت هستند و دوربین هوپر بر روی پا های عنکبوت زوم می نماید.
2. روانی
عنوان اصلی:
Psychoسال ساخت:
1960کارگردان:
آلفرد هیچکاکهیچ کس نمی خواست هیچکاک این فیلم ترسناک با بودجه کم را بسازد. یکی از دلایلی که پارامونت نمی خواست روانی را از نظر اقتصادی حمایت کند این بود که دو تا از آثار دیگر او مرد عوضی و ورتیگو خیلی خوب از آب درنیامده بودند. برای همین بود که لیو واسرمن مجبور شد به طور کاملا مستقل هزینه های این فیلم را تامین کند و این به این معنا بود که خانه هیچکاک و همسرش را در گرو بانک گذاشت.
اما هیچکاک می دانست که می خواهد فیلمی را بسازد که در آن همه قوانین را زیر پا بگذارد. او در یک سوم اولیه فیلم شخصیت اصلی زن ش (جنت لی) این فیلم سیاه و سفید را در صحنه معروفش در حمام کشت. در حالی که ویلون عجیب برنارد هرمن نیز بر روی این صحنه شنیده می گردد، قاتلی عجیب (آنتونی پرکینز) به مخاطب معرفی گردید.
با اینکه ما امروزه از این فیلم به عنوان یک کلاسیک یاد می کنیم، اما در آن دوران منتقدین نمی دانستند باید چه نظری در خصوص آن بدهند. اما هیچکاک که در بازاریابی مهارت فوق العاده ای داشت با ساخت آنونسی به شدت ترسناک و دادن تصاویر ترسناکی از قربانیان واقعی قاتل زنجیره ای اد گرین به رسانه ها، فیلم خودش را تبلیغ کرد و بر سر زبان ها انداخت.
1. قرمز تیره
عنوان اصلی:
Deep Redسال ساخت:
1975کارگردان:
داریو آرجنتودر قرمز تیره داریو آرجنتو بهترین فیلم اسلشر تاریخ سینما را به مخاطب معرفی می نماید. او در این فیلم به طور جدی با اخلاقی بودن چیز هایی که به تصویر کشیده است در کشمکش است. او کوشش زیادی نموده است که قتل های این فیلم بی رحمانه به نظر برسند و کاری کند تا مخاطب دردی را که به تصویر کشیده شده است را حس کند (مثال خوب آن می تواند صحنه ای باشد که در آن یکی از قربانیان با ریخته شدن آب جوش بر رویش کشته گردد). این در حالی است که فیلم تصاویری را از نقطه نظر قاتل نیز دارد.
با اینکه تاثیرگذارترین فیلم اسلشر تاریخ سینما روانی است، اما قرمز تیره مثل جوابی به این فیلم به نظر می رسد. قرمز تیره صحنه های اوج روانی را در خود داشته و در همین صحنه ها عمیق تر از خود فیلم به آثاری که مسائل در سنین کودکی، که نورمن بیتز روانی نیز به شدت متحمل شده بود، بر روی سلامت روان فرد دارند می پردازد.
منبع: برترین هاآژانس دور زمین: دور زمین | سفر به دور زمین هیچوقت اینقدر آسون نبوده! تور ارزان، تور لحظه آخری، اروپا، تور تایلند، تور مالزی، تور دبی، تور ترکیه
banima.ir: قدرت گرفته از سیستم مدیریت محتوای بانیما