آیا چین و روسیه ایران را به بازی عظیم راه می دهند؟
به گزارش مجله سرگرمی، محمد مهدی حاتمی؛ دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، علی شمخانی، به تازگی در توئیتی اعلام نموده که موانع سیاسی پیوستن ایران به پیمان شانگهای رفع شده است. شمخانی روز چهارشنبه در حساب توئیتری خود نوشت: ساعتی قبل در مصاحبه با دوست و همکارم جناب آقای پاتروشف، دبیر شورای امنیت ملی روسیه، تحولات افغانستان، سوریه و خلیج فارس را آنالیز کردیم. خوشبختانه موانع سیاسی برای عضویت ایران در پیمان شانگهای برداشته شده و با طی تشریفات فنی، عضویت ایران نهایی خواهد شد.
طبلی که صدایش بعداً در می آید
به گزارش خبرنگاران، خبری که دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، بی سر و صدا به آن اشاره می نماید، احتمالاً در میان مدت و درازمدت به یکی از مهم ترین خبر های حوزه دیپلماسی و اقتصاد در ایران بدل خواهد شد. اما این ماجرا از کجا آغاز شده و به کجا ختم می گردد؟
ظاهراً در قرارداد راهبردی میان ایران و چین (موسوم به قرارداد 25 ساله ایران و چین)، به دو نکته مهم اشاره شده که قرار است پیوند های میان ایران و چین را توسعه دهند: نخست، حضور دوباره ایران در طرح جاده ابریشم تازه و دوم، پیوستنِ ایران به پیمان شانگهای.
بر اساس شنیده هایی که به بعضی مطبوعات جهانی هم درز پیدا نموده اند، ایران خواهان آن شده که دوباره در طرح ترانزیتی جاده ابریشم تازه قرار بگیرد. می توان حدس زد که پاسخ طرف چینی هم احتمالا مثبت خواهد بود، چرا که عبور از خاک ایران، ساده تر از گزینه های جایگزین (همانند پیمودنِ عرض دریای خزر) است. اما در خصوص پیمان شانگهای چطور؟
پیمان شانگهای (Shanghai Cooperation Organisation) یک معاهده مالی است که ایران از سال 2005 میلادی به اسم عضو ناظر در آن حضور دارد و در طول سال های 2008 و 2009 میلادی هم برای عضویت کامل در آن درخواست داده، اما به علت تحریم های سازمان ملل، این کوشش ها به انتها نرسید.
پیمان شانگهای هنوز یک پیمان نظامی و دفاعی نیست، اما نزدیک ترین گزینه به ایجاد یک پیمان نظامی در مقابل ناتو است و این یعنی شرق ممکن است به زودی در مقابل غرب قد علم کند. به این ترتیب، ایران هم ممکن است عضوی از این تغییر عظیم در صحنه ژئوپولتیک جهانی باشد.
پیمان شانگهای در واقع جایگزین پیمان ورشو در زمان شوروی سابق شده و هر چند اکنون عمدتاً پیمانی مالی-فرهنگی است، قابلیت بدل شدن به یک معاهده چندجانبه در مقابل سازمان ناتو را هم دارد. این در حالی است که چین و روسیه، در واقع اداره نمایندگان و وزنه های اصلی این پیمان هستند.
ایران در تیمِ چین و روسیه
ماجرای پیوستن ایران به پیمان شانگهای، اما وجوه بسیار مهمی دارد که باید آن ها را از لابلای خبر های دیگر در حوزه دیپلماسی بیرون کشید. نخست اینکه ایران در آستانه انعقاد دو قرارداد راهبردی بسیار مهم با چین و روسیه است.
با انعقاد بی سر و صدای قرارداد راهبردی میان ایران و چین (معروف به قراداد 25 ساله)، دو کشور قرار است به شدت به یکدیگر نزدیک شوند و حتی آنچنان که در محافل دیپلماتیک گفته می گردد، چین از ایران خواسته مسائل منطقه ای خود با عربستان سعودی و کشور های عرب حاشیه خلیج فارس را هم حل و فصل کند تا اژد های زرد، در واقع کل منطقه را یک جا به چنگ بیاورد.
سفر اخیر وزیر خارجه قطر به ایران و زمزمه های آشتی میان ایران و عربستان را هم می توان به همین دلیل در نظر گرفت. از آن سو، رخداد بی سابقه سفر دو ناوِ جنگی ایرانی با نام های سهند و مکران به ساحل شهر سنت پترز بورگ روسیه، شرکت در مراسم جشن 325 امین سالگرد تاسیس نیروی دریایی این کشور و رژه این دو ناو از مقابل ولادیمیر پوتین را هم می توان تکه هایی دیگر از پازلی در نظر گرفت که صف آرایی شرق در مقابل غرب را معنادارتر می نمایند.
در حالی که صحبت از تمدید و انعقاد قرارداد استراتژیک مشابهی میان ایران و روسیه هم به میان آمده، به نظر می رسد حالا ایران در حال یارگیری از شرق است و صد البته شرق هم از ایران درخواست خواهد نمود که فاصله اش را با غرب حفظ کند.
آیا هنوز هم باید نگران قرارداد ایران و چین باشیم؟
با این همه، هر چند به نظر می رسد صرفِ امضای یک توافق نامه اولیه میان تهران و پکن، به تحولات مرتبط با سیاست خارجی ایران شتاب بخشیده، هنوز در خصوص خودِ توافق میان ایران و چین و البته ساز و کار، ماهیت و مفاد آن، نگرانی ها و سردرگمی های متعددی وجود دارد.
قرارداد 25 ساله میان ایران و چین (آنچنان که مورد توجه افکار عمومی در ایران قرار گرفته) در واقع نه قرارداد است و نه 25 ساله. ماجرا این است که آنچه از سوی وزرای خارجه دو کشور امضا شده، از نظر اسنادِ حقوق بین الملل یک توافق نامه (agreement) است و نه یک قرارداد (contract) و در واقع، موافقتی اولیه از سوی دو کشور است که بنشینند و بر سر مفاد آنچه بعد ها ممکن است به تعهدی دوجانبه بدل گردد، بحث نمایند.
به عبارت دیگر، این توافق نامه، تا زمانی که در سطحی بالاتر، از سوی سران دو کشور امضا نگردد و از جمله در ایران به تصویب مجلس شورای اسلامی نرسد، از نظر حقوق ملی و بین المللی الزام آور نیست.
علاوه بر این، این توافق نامه 25 ساله هم نیست و آنچنان که مسئولان دو کشور اعلام نموده اند (در طرف ایرانی، از سوی علی ربیعی، سخنگوی دولت و در طرف چینی، از سوی وزارت خارجه این کشور)، هیچ شاخصه ای از نوع کمّی در خصوص این توافق نامه وجود ندارد.
در واقع، از این توافق به طور کلی با اسم شراکت گسترده و راهبردی (Comprehensive Strategic Partnership) میان ایران و چین یاد شده و به صورت رسمی، ذکری از طول مدت اعتبار توافق نامه به میان نیامده است. علاوه بر این، تمام اخبار مبنی بر واگذاری جزایر، ورود کارگران یا نیرو های نظامی چینی و ایجاد نوعی انحصار در اقتصاد ایران، از سوی مقامات ایرانی رد شده است.
از آن سو، تمام حدس هایی که اعدادی همانند 400 میلیارد دلار و حتی 800 میلیارد دلار سرمایه گذاری از سوی چین در ایران را مطرح نموده اند هم صرفا رونویسی رسانه ها از روی دست یکدیگر بوده و مرجعی رسمی برای تایید حجم توافق تجاری میان ایران و چین وجود ندارد.
منبع: فرارومجله دعوت: مجله دعوت | انجمن فعالین و توسعه دهندگان وب