سرنوشت مبهم گروگان 180میلیونی ، گروگان و گروگانگیر ناپدید شده اند

به گزارش مجله سرگرمی، 48ساعت بعد از ربوده شدن مرد، پلیس یکی از گروگانگیران را دستگیر کرد اما حالا نه ردی از گروگان است و نه 2گروگانگیر اصلی.

سرنوشت مبهم گروگان 180میلیونی ، گروگان و گروگانگیر ناپدید شده اند

به گزارش مجله سرگرمی آنلاین، 28 اردیبهشت ماه مردی راهی اداره 11پلیس آگاهی تهران شد و گفت که برادرش ربوده شده است. وی شرح داد: برادرم کارگر ساختمانی است و هر روز صبح از خانه خارج می گردد که به محل کارش برود. او با هیچ کس خصومتی نداشت و روز حادثه یعنی 28اردیبهشت ماه نیز طبق معمول همواره از خانه بیرون رفت تا به محل کارش در حوالی خیابان مصطفی خمینی برود. 2 ساعت بعد از رفتن او اما تلفن همراهم زنگ خورد. آن طرف خط مردی ناشناس بود که می گفت برادرم را ربوده اند. تماس گیرنده برای آزادی برادرم پول می خواست و می گفت اگر ظرف 24ساعت 180میلیون تومان پول جور نکنم برادرم را به قتل می رسانند. ابتدا تصور کردم که فرد تماس گیرنده آشناست و قصد شوخی دارد، چون برادر من یک کارگر ساختمانی بود و با هیچ کس اختلافی نداشت اما وقتی گوشی را به برادرم دادند و صدای وحشتزده او را شنیدم فهمیدم که ماجرا جدی است. آدم ربایان ناشناس برادرم را ربوده بودند و برای آزادی اش باج می خواستند. آنها سپس تلفن را قطع کردند و گفتند منتظر تماس های بعدی شان باشم تا برای تحویل پول محل قرار را مشخص نمایند.

پس از تماس آدم ربایان، مرد جوان راهی همان محلی شد که برادرش در آنجا کار می کرد. او ادامه داد: از همکارانش شنیدم که او روز حادثه به محل کارش نرفته است. با این حال سراغ تک تک کسبه محل رفتم و پرس و جو کردم. می خواستم ببینم آیا در دوربین های مداربسته سرنخی از ربودن برادرم پیدا می کنم یا نه. تلاشم نتیجه داد و در آنالیز دوربین مغازه های اطراف دیدم که 3مرد پژوسوار درحالی که برادرم در خیابان مصطفی خمینی پیاده راه می رفته تا به محل کارش برود، سد راه او شده اند. آنها با زور و کتک برادرم را سوار ماشین نموده و متواری شدند. با پیدا کردن این فیلم راهی اداره پلیس شدم تا برای آزادی برادرم یاری بگیرم.

  • آغاز تحقیقات

پس از ثبت اظهارات مرد جوان، گروهی از کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران با دستور قاضی احسان زمانی، بازپرس شعبه ششم دادسرای جنایی تحقیقات خود را در این پرونده آغاز کردند. آنها در نخستین اقدام راهی محل حادثه شدند و در آنالیز تصاویر دوربین های مداربسته مشخصات خودروی پژوی آدم ربایان را به دست آوردند. صاحب خودرو مردی بود میانسال که با دستور قاضی بازداشت شد. او اما مدعی شد که ماشین زیر پای پسرش است. وی گفت: پسرم در مغازه گیم نت کار می نماید و معمولا ماشینم در اختیار اوست اما بعید می دانم که پسرم دست به آدم ربایی بزند. او سرش به کار خودش بود و نمی دانم چطور با ماشینم فردی را گروگان گرفته اند.

  • آدم ربایی به خاطر رفاقت

کارآگاهان در گام بعدی سراغ پسر این مرد که متولد سال 72است، رفتند و او را سی ام اردیبهشت ماه، یعنی 48ساعت پس از گروگانگیری بازداشت کردند. اگرچه او در ابتدا سعی داشت خودش را بی گناه نشان بدهد اما وقتی شواهد را علیه خود دید، لب به اعتراف گگردد و راز گروگانگیری را فاش کرد.

او مدعی شد که به خاطر رفاقت وارد این بازی خطرناک شده و حالا نه از سرنوشت گروگان خبری دارد و نه از 2 دوست آدم ربایش که فراری شده اند. وی گفت: از مدتی قبل 2 جوان به نام های محسن و شهرام به مغازه گیم نت می آمدند و با یکدیگر شرطی پی اس فور بازی می کردیم. همین باعث شده بود که رابطه صمیمی با یکدیگر پیدا کنیم تا جایی که چند روز پیش آنها مدعی شدند که قصد دارند 180میلیون تومان بدهی صاحبکارشان را زنده نمایند. صاحبکار آنها لوازم ساختمانی می فروخت و ظاهرا بدهکار یک کارگر ساختمانی بود که چندماه قبل از او حدود 180میلیون تومان وسیله خریده بود. محسن و شهرام می گفتند که بدهکار حاضر نیست پول اجناسی که خریده را به صاحبکارشان پرداخت کند و آنها قصد دارند این پول را برایش زنده نمایند تا پاداش بگیرند. مبلغ پاداش وسوسه نماینده بود و برای همین آنها به تکاپو افتاده بودند که بدهکار را گروگان بگیرند و من هم به خاطر رفاقت قبول کردم یاریشان کنم.

متهم گفت: فکر نمی کردم که آنها قصد گروگانگیری دارند. روز حادثه سوار بر ماشین پژوی پدرم شدیم و به سمت خیابان مصطفی خمینی جایی که می دانستیم کارگر جوان در آنجا کار می نماید، رفتیم. منتظر ماندیم تا اینکه او را دیدیم. من پشت فرمان بودم و دوستانم از ماشین پیاده شدند. ابتدا فکر کردم قرار است با او صحبت نمایند اما آنها به زور جوان کارگر را سوار ماشینم کردند و از من خواستند حرکت کنم و به سمت خانه محسن (یکی از گروگانگیران) بروم. آنها دست و پای کارگر جوان را بستند و او را به خانه محسن که طبقه دوم ساختمانی مسکونی بود، انتقال دادند. عصبانی بودم چون دیگر برایم محرز شده بود آنها قصدشان گروگانگیری است، به همین دلیل با محسن و شهرام جرو بحث کردم و از خانه بیرون آمدم. موبایلم را سایلنت کردم و خوابیدم اما صبح وقتی بیدار شدم، دیدم 60تماس از دست رفته از سوی محسن و شهرام دارم. آنها پشت سر هم پیامک داده بودند که کارشان فوری است و اگر می توانم حتما به آنها زنگ بزنم. ترسیدم مبادا اتفاقی افتاده باشد، به همین دلیل به محسن زنگ زدم و او از من خواست به دنبالشان بروم. به دنبال دوستانم رفتم و آنها به همراه گروگان سوار ماشینم شدند. شرط نموده بودم که باید او را آزاد نمایند و آنها هم قبول نموده بودند. بعد به سمت جاده بهشت زهرا رفتیم و در بین راه محسن و شهرام از من خواستند توقف کنم. آنها گروگان را به بیرون از ماشین پرتاب کردند و خودشان هم پیاده شدند و گفتند که او را آزاد می نمایند. من هم از ترسم فرار کردم و دیگر خبری از سرنوشت گروگان و دوستانم ندارم. بعد از اعترافات این گروگانگیر، قاضی جنایی دستور بازداشت وی را صادر کرد. از سوی دیگر تیمی از مأموران راهی جاده بهشت زهرا شدند اما با انجام جست وجو هیچ اثری از جوان ربوده شده پیدا نکردند. در این شرایط آنالیز های تخصصی برای کشف راز این پرونده مرموز ادامه دارد.

منبع: همشهری آنلاین
انتشار: 2 مرداد 1399 بروزرسانی: 2 مرداد 1399 گردآورنده: kurdeblog.ir شناسه مطلب: 91567

به "سرنوشت مبهم گروگان 180میلیونی ، گروگان و گروگانگیر ناپدید شده اند" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "سرنوشت مبهم گروگان 180میلیونی ، گروگان و گروگانگیر ناپدید شده اند"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید