بیوه سیاه؛ عظیم ترین حفره های داستانی فیلم تازه مارول

به گزارش مجله سرگرمی، مارول انتها با فیلم بیوه سیاه به سینماها بازگشت و در حالی که این فیلم به طور گسترده به اسم یکی از برترین آثار مجموعه مارول تا به امروز معرفی شده است اما خالی از لحظات گیج کننده و حفره های داستانی نیست.

بیوه سیاه؛ عظیم ترین حفره های داستانی فیلم تازه مارول

هشدار: در این مطلب احتمال لو رفتن داستان فیلم بیوه سیاه وجود دارد

این فیلم تازه، داستان مستقل خود را دارد اما هم چنان از راه هایی به بقیه فیلم های مجموعه متصل است که همواره کاملا منطقی نیستند. هم چنین تعدادی جزئیات، مربوط به داستان خود بیوه سیاه هم وجود دارند که با عقل جور در نمی آیند، اگرچه از تفریح و هیجان کلی فیلم کم نمی نمایند.

وقایع این فیلم بین فیلم های کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی و انتقام جویان: جنگ ابدیت اتفاق می افتد و فیلم دو راه مختلف برای ادامه دارد. یکی این که نسبت به پس زمینه های ناتاشا وفادار بماند و دیگری این که با آن چه در فیلم های بعدی پیش می آید سازگار باشد. در سرتاسر فیلم چند موضوع سرگرم نماینده وجود دارد، مانند شرح جزئیات ماموریت بوداپست ناتاشا و هاوک آی و یک داستان اصلی مربوط به لباس ناتاشا در جنگ ابدیت.

وقتی فیلم ها با مضامینی مانند شخصیت های شرور، توطئه های جهانی، ماشین های پرنده و کنترل فکر سروکار دارند، ناگزیر مواردی پیش می آید که از مخاطبان خواسته می گردد ناباوری خود را به حالت تعلیق درآورند و به سادگی آن چه را که در مقابل آن ها قرار گرفته است بپذیرند. بیوه سیاه سهم خود را از این موارد دارد و هم چنین چندین مغایرت در خط داستانی آن نسبت به سایر فیلم های مارول وجود دارد.

درایکوف چگونه از انفجار جان سالم به در برد؟

در اوایل بیوه سیاه، یلنا نشان می دهد که ژنرال درایکوف، رهبر اتاق سرخ که ناتاشا معتقد بود سال ها قبل او را کشته، در واقع هنوز زنده است. اما دقیقا چگونه ممکن است؟ یک صحنه فلش بک، آن انفجار را نشان می دهد که ناتاشا قصد داشت او و دخترش آنتونیا را بکشد. این انفجار به وسیله سازمان شیلد برنامه ریزی شده بود که به دقت بالا در اجرای ماموریت ها معروف است. آنتونیا بعدا در فیلم اعلام کرد که زخم و جراحات شدیدی از آن انفجار برداشته است. با این حال، خود درایکوف هیچ نشانه ای از آن حادثه ندارد، حتی یک زخم کوچک. این فیلم هیچ کوششی در جهت شرح این که آن ها چگونه پیروز به زنده ماندن بدون آسیب دیدگی شدند، نمی نماید. احتمالا به این علت که انجام چنین کاری به صورت قانع نماینده، بسیار سخت است.

چرا الکسی فکر می نماید با کاپیتان آمریکا مبارزه نموده است؟

نگهبان سرخ بارها و بارها در سراسر فیلم بیوه سیاه از تقابل های خود با کاپیتان آمریکا یاد می نماید، برخوردهایی که به وضوح غیرممکن است. الکسی برای حضور در جنگ جهانی دوم به اسم نگهبان سرخ، بسیار جوان است. وقتی الکسی به پیروزی خود در برابر کاپیتان در زندان افتخار می نماید، به سادگی می توان فهمید که این ادعا یک دروغ ساده است که ناشی از منیت و غرور است اما بعدا وقتی از ناتاشا می پرسد که آیا استیو راجرز تا حالا از او نام برده است یا نه، به نظر می رسد که واقعا باور داشته باشد که او و کاپیتان آمریکا با یک دیگر دیدار داشته اند. عدم وجود جزئیات بیشتر در داستان بیوه سیاه در خصوص این موضوع، باعث می گردد که مخاطبان کنجکاوتر شوند.

نگهبان سرخ چگونه قدرت های ابر انسانی خود را به دست آورد؟

الکسی می گوید که او اولین و تنها سرباز اتحاد جماهیر شوروی بود. این بدان معنی است که روشی که او از آن طریق قدرت های خود را به دست آورده، قابل تکرار نبوده است. در فیلم شاهین و سرباز زمستان دیدیم که در اواخر دهه 40 و 50 میلادی کوشش های زیادی برای کپی کردن سرم کاپیتان آمریکا صورت گرفته است، بنابراین احتمالا شوروی گونه ای از آن را از هایدرا خریداری نموده یا آن را از ایالات متحده دزدیده است. از آن جا که مارول اخیرا تعداد زیادی سوپر سرباز را معرفی نموده، شرح قدرت الکسی نسبتا آسان است اما هنوز جزئیاتی وجود دارد که کاملا واضح نیست.

الکسی چگونه از فعالیت ملینا در برنامه اتاق سرخ خبر داشت؟

پس از نجات الکسی از زندان به وسیله ناتاشا و یلنا، او به آن ها می گوید که هیچ چیز درباره برنامه تازه اتاق سرخ نمی داند اما شاید ملینا بداند. او سپس مکان دقیق او را در اختیار آن ها می گذارد و کارهایی را که برای درایکوف انجام می دهد با جزئیات شرح می دهد. اما الکسی که از اواسط دهه 80 میلادی در زندان به سر می برد، از کجا این اطلاعات را می داند؟ او لباس قدیمی خود را در خانه ملینا پیدا می نماید که به این معنی است که قبل از رفتن به زندان حتما در آن جا زندگی می نموده است اما این مورد، شرح نمی دهد که او چگونه می داند ملینا هنوز آن جا است یا این که هنوز برای اتاق سرخ کار می نماید.

چرا ناتاشا و یلنا با کشتن افراد بی گناه مسئله ای ندارند؟

فراری دادن الکسی از زندان به وسیله ناتاشا و یلنا یکی از اصلی ترین صحنه های اکشن بیوه سیاه است که تماشای آن بسیار سرگرم نماینده است. با این حال، در این سکانس می بینیم که تعدادی افراد بی گناه، مجروح و در جریان فرار کشته می شوند. در این فیلم بسیاری از نگهبانان قبل از سقوط بهمن، به یک پناهگاه فرار می نمایند و ناتاشا در حال کشتن کسی نشان داده نمی گردد اما خشونت هر سه شخصیت اصلی در این صحنه با شدت حملات آن ها در اتاق سرخ برابر است. از آن جا که هیچ یک از این نگهبانان به شخصیت های شرور و منفی مرتبط نبودند، نحوه برخورد ناتاشا و یلنا با آن ها کمی نامفهوم به نظر می رسد.

فرآیند کنترل فکر در اتاق سرخ چگونه کار می نماید؟

از زمانی که ناتاشا اتاق سرخ را ترک کرد، روش های کنترل انسانی درایکوف بسیار قدرتمندتر و تحقیرآمیزتر شد. با استفاده از میکرو تراشه های پیشرفته، او قادر است عملنمودهای مغز سربازان خود را تغییر داده و بر رفتار آن ها تاثیر بگذارد. حتی در صورت خواست درایکوف، آن ها را مجبور به کشتن خودشان می نماید. این موضوع، وحشتناک اما غیرقابل باور است و احتیاج به تفسیر دارد. ملینا شرح مختصری در خصوص این که چرا فقط درایکوف از این فناوری استفاده می نماید، ارائه می دهد اما موارد زیادی درباره فرآیند کنترل فکر اتاق سرخ وجود دارد که مطرح نمی شوند. اسپری سرخ دقیقا چه کاری انجام می دهد؟ آیا بیوه ها وقتی تحت تاثیر تراشه ها هستند واقعا خودشان نمی دانند؟ و اگر نه، چگونه اسپری خیلی سریع آن ها را تغییر می دهد؟

قدرت تقلید تسک مستر چگونه کار می نماید؟

یکی از بزرگ ترین اسرار فیلم بیوه سیاه هویت تسک مستر است، یک سرباز ترسناک اعزام شده به وسیله درایکوف که می تواند حرکت های جنگی هر شخص دیگری را کاملا تقلید کند. در آخر فیلم، تعیین شد که تسک مستر کسی نیست جز دختر خود درایکوف، آنتونیا که درایکوف با استفاده از یکی از میکروتراشه های خود او را کنترل نموده است. اگرچه پیچش داستانی جالبی است اما آنتونیا هیچ شرحی درباره قدرت تسک مستر نمی دهد. آیا با استعداد طبیعی متولد و بزرگ شده است؟ نسخه کمیک بوکی تسک مستر دارای استعداد ذاتی در تقلید بود و آنتونیا هم می تواند به همین ترتیب باشد.

ناتاشا چگونه از دست راس فرار کرد؟

در سرانجام فیلم و پس از منحل کردن اتاق سرخ برای همواره، ناتاشا ترجیح می دهد به جای فرار، خودش را به راس تسلیم کند. با این حال، صحنه بعدی، دو هفته بعد را نشان می دهد که ناتاشا آزاد است. با توجه به مهارت های او، قابل باور است که فرار کند اما عجیب است که فیلم شرحی در خصوص چگونگی آن ارائه نمی دهد. چرا اگر نقشه اش فرار دوباره بود، با یلنا و دیگر بیوه ها نرفت؟ و چگونه توانست از آن جا فرار کند در صورتی که بسیاری دیگر از انتقام جویان نتوانستند؟

چرا یلنا معتقد است هاوک آی باعث مرگ بیوه سیاه شده است؟

در صحنه پس از تیتراژ فیلم، یلنا در کنار والنتینا پس از وقایع بازی سرانجامی نشان داده می گردد و والنتینا ماموریتی عجیب برای این بیوه سابق دارد و آن، کشتن هاوک آی است که والنتینا می گوید مسئول مرگ ناتاشا است. هر طرفداری که بازی سرانجامی را ببیند، می داند که این یک دروغ است. به نظر می رسد بیشتر شخصیت های دنیای سینمایی مارول می دانند که در بازی سرانجامی چه اتفاقی افتاده است و یلنا در خصوص رابطه ناتاشا و هاوک آی بارها از زبان ناتاشا شنیده است. کمی اغراق آمیز است که او خیلی سریع داستان والنتینا را به اسم حقیقت بپذیرد اما این موضوع را می توان در فیلم های آینده مارول بیشتر شرح داد.

یلنا و بقیه بیوه ها در جنگ ابدیت و بازی سرانجامی کجا هستند؟

نبردهای بزرگ در سرانجام هر دو فیلم تقریبا همه متحدین انتقام جویان را گرد هم آورد، بنابراین عجیب به نظر می رسد که هیچ یک از اعضای خانواده ناتاشا از او حمایت نکردند. خوشبختانه مانند بیشتر حفره های داستانی یا سوالات بی پاسخ فیلم، این خطا هم پیروزیت کلی آن را خیلی تحت تاثیر قرار نمی دهد.

منبع: Screenrant

mahsanblog.ir: قدرت گرفته از سیستم مدیریت محتوای مهسان

منبع: دیجیکالا مگ
انتشار: 20 مهر 1400 بروزرسانی: 20 مهر 1400 گردآورنده: kurdeblog.ir شناسه مطلب: 152984

به "بیوه سیاه؛ عظیم ترین حفره های داستانی فیلم تازه مارول" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "بیوه سیاه؛ عظیم ترین حفره های داستانی فیلم تازه مارول"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید