در باب شک و تردید، کجای کار دکارت می لنگید؟

به گزارش مجله سرگرمی، خبرنگاران ، ترجمه کامران برادران: شک و تردید منطقی چه نقشی در پیشرفت علم دارد؟ چگونه باید شک علمی را از تردیدهای گول زننده مبتنی بر نظریه های توطئه جدا کنیم که نقش چندانی در پیشبرد درک انسان ندارد؟ طی یک سال گذشته، شاهد متد علمی تردید در زمینه توسعه انواعی نو از واکسن بودیم و با این وجود، شکی دیگر شکل گرفت و مانع از آن شد که بعضی مردم به سراغ واکسیناسیون بروند. پس می توان گفت که با دو مدل شک سروکار داریم: از یک سوی، تردید علمی برای آشکار ساختان اندازه اثرات هولناک تغییراتی چون شرایط اقلیمی و از سوی دیگر شبهه های توطئه آمیز که آن را زیر سوال می برد.

در باب شک و تردید، کجای کار دکارت می لنگید؟

در زمینه پاندمی کرونا، به خوبی می توان این دوئیت را شاهد بود. کسانی که به واکسن ها شک دارند ابتدا به سراغ واکنش هایی می فرایند که بدن بعضی به این داروها نشان می دهد و در ادامه نظریه های توطئه را مطرح می نمایند که براساس آن دولت ها می خواند با این کار ما را کنترل نمایند. در چندین کشور، این شک و تردید به پایین آمدن نرخ واکسیناسیون انجامید، امری که اکنون با شیوع سویه دلتای کرونا شاهد نتایج آن هستیم.

چنین به نظر می رسد که شک، شمشیری است دولبه: یکی از این تیغه ها راست کیشی و عقاید منسوخ را از میان برده و میدان را برای حقایق احتمالی باز می نماید و سویه دیگر آن در پی جدا کردن عقل از بدنه جامعه است. راهکار این نابهنجاری این است که این دو نوع شک درواقع نگرش های فکری سراسر متفاوتی هستند، حال آن که بعضی از ما دوست داریم آن ها را یکسان بدانیم.

شک علمی در پی آشکار ساختن مفروضات و محدودیت های سنجش ها و منطق در باورهای معمول مان است. شک و تردید مبتنی بر تئوری توطئه در پی استقرار یک باور کوچک و منفور است که غالبا از آن حمایت هایی هم می گردد. با این کار می توان از مسئولیت اقدام های مناسب اجتناب کرد. امبرتو اکو زمانی در آونگ فوکو نوشت که تئوری توطئه در یک جامعه از آنجا می آید که پس از کنار گذاشتن خدا مردم می پرسند که چه کسی قرار است جای او را بگیرد.

انکار تغییرات آب وهوایی تنها نمونه ای است که در آن باورها و ارزش ها جای شواهد علمی را می گیرند. این موارد شامل هرگونه انکار تاثیرات تغییرات اقلیمی براساس هزینه های مفروض مالی برای تغییر رفتار یا انکار واقعیت تغییرات آب وهوایی براساس باورهای مذهبی می گردد. به سختی می توان دانشمندی را یافت که در اتاق های فکر ایدئولوژیک کار نکرده و مقوله تغییرات اقلیمی را تنها براساس اصول علمی مورد سنجش قرار دهد.

متد شک و تردید به وسیله رنه دکارت فیلسوف معرفی و توسعه یافت. وی در گفتاری درباره روش که به سال 1637 منتشر شد، روشی را برای جست وجوی حقیقت در علوم عنوان نمود. در آن موقع، این کامل ترین بیانی بود که می شد برای متد و روش علمی به کار بست.

دکارت با اشاره به طول عمر آموزه های فلسفی باستان و نبود آشکار توافق بر سر آن ها، مسئله خود را مطرح می نماید. تفکر دقیق عبارتست از انکار آنچه که حواس بهمان می گویند و مواجهه با آن ها به مثابه توهمی در حد و مقدار یک رؤیا. تنها چیزی که به نظر دکارت می توانیم از آن مطمئن باشیم وجود خودمان است: من فکر می کنم، پس هستم. نتیجه ای که از این مسئله گرفته می گردد این است که صرفا توالی قیاسی اندیشه که تا حد ممکن عاری از حس وهم باشند، می توان منبعی قاطع باشد. این کمال فکر است که اجازه می دهد واقعیت با تجزیه یک پدیده به ساده ترین و کم خطاترین اجزا شناخته گردد و آن ها را در مجموعه ای باورمند و منسجم گرد هم آورد، مثل پازل لگو.

اما همان گونه که عناصر اصلی شک علمی را در آثار دکارت پی می گیریم، به المان هایی در زمینه شک و تردید مبتنی بر توطئه هم پی می بریم. شک توطئه آمیز و مشهور دکارت درباره این بود که به نظر او خلا فضا وجود خارجی نداشت. این موضعی است که وی در کتاب بعدی خود با اسم اصول فلسفه در سال 1644 به تفصیل درباره اش حرف می زند. دکارت معتقد بود که فضا در واقع شیئی است مانند هر شی دیگر که ابعاد هندسی دارد، مانند طول و عرض و عمق. به عقیده دکارت، این امر نشان می داد که امکان وجود خلا در فضا وجود ندارد. وقتی جسمی فضا را لمس می نماید، سطوح آن ها همان طور که هر دو جسمی ممکن است در امتداد سطوح خود با یکدیگر تماس پیدا نمایند، به یکدیگر برخورد می نمایند. محدودیت و ضعف عظیم این باور مبتنی بود بر شرح نحوه حرکت اجسام عادی در فضا.

پس کجای کار دکارت می لنگید؟ دکارت با هرگونه کوشش برای جداسازی متافیزیک از علم مخالف بود. کل روش دکارت مبتنی بود بر این که تنها فکر واجد قطعیت است و بنا توجه به این که فکر مترادف است با روح، ما به وسیله تحلیل درون گرایانه فکر است که می توانیم به کار خدا پی ببریم.

مسائل فعلی ما با منکران تغییرات اقلیمی و واکسیناسیون ریشه در گذشته دارد: آن ها در پی ترسیم موقعیتی ایدئولوژیک بر مواضع علمی هستند. اما برخلاف شک علمی که می خواهد آنچه را که می دانیم زیر سؤال ببرد تا فضا را برای ایده های ساده تر مهیا کند، شک مبتنی بر توطئه آنچه را که ما می شناسیم با بی کنشی متافیزیکی به چالش می کشد. تردید مبتنی بر توطئه دنیا را به جلو نمی راند، بلکه در عوض اعتقادی است ارتجاعی که می خواهد شرایط موجود را حفظ کند.

بانیما: قدرت گرفته از سیستم مدیریت محتوای بانیما

مهسان بلاگ: قدرت گرفته از سیستم مدیریت محتوای مهسان

منبع: ایبنا - خبرگزاری کتاب ایران
انتشار: 6 مهر 1400 بروزرسانی: 6 مهر 1400 گردآورنده: kurdeblog.ir شناسه مطلب: 157333

به "در باب شک و تردید، کجای کار دکارت می لنگید؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "در باب شک و تردید، کجای کار دکارت می لنگید؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید