خبرِ خوبِ خندیدن

به گزارش مجله سرگرمی، بهار کاشی:پنجره داشت بیرون را نگاه می کرد. از او پرسیدم: خبر تازه ای داری؟ حواسش پی بارانی بود که تازه باریدن گرفته بود. در خیال خودش بود و داشت از خیس شدن لذت می برد.

خبرِ خوبِ خندیدن

صدای خنده اش کم کم بلند شد. دوباره پرسیدم: خبر تازه ای داری؟ صدای خندیدنش میان حرف هایش نشست: خبری تازه تر از آمدن باران؟ باید بیایی و از نزدیک ببینی.

گفتم: می دانم باران گرفته. صدای دویدنش را می شنوم. پنجره گفت: چرا مرا باز نمی کنی تا کمی حال و هوایت عوض گردد؟

راستش حق با او بود. اصلاً خندیدنش مرا به وجد آورده بود. بلند شدم و به سمتش رفتم. خط های باریک باران تند و تیز کف خیابان فرود می آمدند و بعد با شتاب بالا می پریدند. انگار شیطنت شان گل نموده بود. از تماشای شادی شان خنده ام گرفته بود. بلند خندیدم. پنجره هم خندید. حتی باران هم داشت می خندید. می دانستم صدای خنده هایمان داشت در گوش دنیا می پیچید. پس حتماً دنیا هم خنده اش گرفته بود. دل دادن به خنده ای این چنین عمیق، هدیه کوچک امروزم بود. من از تو متشکرم که خندیدن را آفریده ای.

teroll.ir: مجله سرگرمی و تفریحی | مجله سفر، گردشگری و مسافرتی

huseynvahedi.ir: وبلاگ واحدی | من یک جهانگرد هستم

studiomerina.ir: استدیو مرینا، مجله خبری صنایع هنری، گردشگری، ورزشی و عملی

منبع: همشهری آنلاین
انتشار: 7 آذر 1400 بروزرسانی: 7 آذر 1400 گردآورنده: kurdeblog.ir شناسه مطلب: 11577

به "خبرِ خوبِ خندیدن" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "خبرِ خوبِ خندیدن"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید